کارگاه درک و دریافت ریتم

 

سر فصلهایی که در این کارگاه تدریس می شود به شرح زیر می باشد:

  • مبانی نظری ریتم (تئوری):
    الف) مفاهیم بنیادین ریتم: در این قسمت به مفاهیمی پرداخته می شود که مربوط به ماهیت وجودی ریتم به طور طبیعی است. به این معنا که فارغ از خط نت به مفاهیم بنیادین و ریشه ایِ ریتم برای درک بهترِ آن پرداخته می شود. مفاهیمی مانند کشش، بیت، ریتم، متر و انواع آنها و ….
    ب) تئوری نوشتاری: در این قسمت به مفاهیمی که مربوط به خط نت است پرداخته می شود. مانند نحوه بوجود آمدن اشکال کششها و محاسبه آنها، مفهوم کسر میزان و انواع آن، شیوه های نوشتاری ریتم و …

 

  • ریتم خوانی کاربردی:

در این قسمت الگوهای مختلف ریتمیک در قالب مترهای مختلف آموزش داده می شود. در این بخش علاوه بر چگونه خواندن الگوها و جملات ریتمیک، هنرجو می آموزد چگونه در نواختن آنها مهارت پیدا کند. این مهارت در اثر درک درست و تحلیلی از الگوهای ریتمیک و متریک و اجرای عملی آنها پدید می آید نه در اثر تقلید و حفظ کردن.

 

  • دیکته ریتم:
    بدون شک آموزش ریتم زمانی کامل می شود که هنرجو از نظر شنیداری در تشخیص الگوهای ریتمیک و متریک مهارت پیدا کند. دیکته مهمترین عامل در پرورش شنوایی ریتمیک هنرجو در حین آموزش ریتم می باشد. دیکته ریتم علاوه بر بالا بردن مهارت ریتمیک هنرجو به او برای آوانگاری قطعات موسیقی کمک خواهد کرد.
  • تحلیل شنیداری ریتم:
    در این بخش هنرجو می آموزد چگونه از طریق شنیدن بتواند مفاهیم ریتمیک یک قطعه موسیقایی را تحلیل کند. مفاهیمی مانند نوع بیت، نوع متر (کسر میزان)، تغییرات بیت یا متر، تاکیدات جمله بندی ها و ….
  • نوع نگاه به ریتم در مناطق مختلف دنیا:
    در این قسمت با توجه به سطح دانش هنرجویان کارگاه در مورد نوع نگاه به مقوله ی ریتم و چگونگی پدید آمدن آن در موسیقی مناطق مختلف دنیا صحبت خواهد شد. در این مبحث به این موضوع پرداخته می شود که آیا تئوری رایجی که ما امروزه می شناسیم تنها نوع نگاه به ریتم در همه جای دنیا هست و یا منظرها و خواستگاههای دیگری هم برای موضوعیتِ پراهمیت ریتم در دنیا وجود دارد.

 

این کارگاهها در سه سطح ابتدایی، متوسطه و پیشرفته برگذار خواهد شد که تمامی عنوانهای فوق با توجه به سطح، در تمام کارگاهها به طور همزمان تدریس شده و پیش برده می شوند.

آشنایی با مفاهیم بنیادین ریتم
و
نوع نگاه به ریتم در مناطق مختلف دنیا
منظور از مفاهیم بنیادین چیست؟

امروزه در اکثر کتابها و کلاسهای تئوری موضوعیت ریتم بر اساس قواعد خط نت آموزش داده می شود نه بر اساس مفاهیم ذات ریتم. به همین دلیل هنرجو درک ذهنی درست و کاملی از این مفاهیم بدست نمی آورد و همواره به موضوعیت های مربوط به ریتم از دریچه خط نت که تنها و تنها علائمی برای یادداشت موسیقی هستند می اندیشد. نکته ی قابل توجه اینجاست که حتی مفاهیم مربوط به خط نت هم به درستی و کامل آموزش داده نمی شوند. به این دلیل که اکثریت کتابهای تئوری موجود در ایران ترجمه هایی غالبا پراشتباه از منابع نه چندان معتبر غیر ایرانی است.

این نوع نگاه به ریتم و تحلیل مفاهیم آن باعث می شود تا هنرجو یا نوازنده در موضوعات پیچیده ی ریتم دچار سردرگمی و عدم درک کامل شود.

اما چاره کار کجاست؟

توجه به این نکته بسیار کلیدی است که ریتم یک مفهوم ذهنی است نه عینیت بیرونی روی کاغذ. زمانی ما از این موضوعیت گسترده و پیچیده درک کامل بدست می آوریم که فارغ از خط نت به مفاهیم ذاتی ریتم بپردازیم و بیاموزیم.

مفاهیمی مانند کشش، ریتم، واحد ضرب، متر و انواع آنها و… موضوعات بنیادین ریتم هستن که درک مفهوم آنها بنیانی سترگ در ذهن نوازنده می سازد که بتواند مفاهیم پیچیده تر را راحت تر درک و بهتر اجرا کند.

اگر نوازنده مفاهیم بالا را که در ظاهر ساده بنظر می رسد به شکل درست و مفهومی درک کند  و به طور عملی تمرین کند بعد از آن میتوان به چگونگی شکل گیری الگوهای ریتمیک و متریک پرداخت و قاعدتا به راحتی می توان به موضوعاتی مانند بیان ریتمیک و متریک و پس از آن خلاقیت ریتمیک و متریک دست پیدا کرد.

اما زمانی که بر اساس روشهای موجود نوازنده تعدادی فرمول و تعریف کلی که غالبن جامع و مانع نیستند و نقاط تاریک و روشن بسیاری دارند را فقط حفظ میکند قاعدتا خیلی زود در مفاهیم نه چندان پیچیده تر به مشکلات ریشه ای برخواهد خورد و متوقف خواهد شد.

منظور از نوع نگاه به ریتم در مناطق مختلف دنیا چیست؟

امروزه آن چیزی که ما به عنوان تئوری موسیقی میشناسیم غالبا تئوری موسیقی دوره ی کلاسیک اروپا است. اما آیا  هیچ نوع نگاه دیگری به مقوله ی گسترده و پیچیده ای مانند ریتم وجود ندارد؟ به طور مثال موسیقی محلی ایران چگونه به این مقوله می پردازد؟ چه شباهتها و تفاوتهایی با این تئوری مرسوم دارد؟ موسیقی قدیم ایران چطور؟ موسیقی هند یا آفریقا یا آمریکای جنوبی که در مقوله ی ریتم سراسر پیچیدگی هستند چطور؟

آیا میتوان موسیقی تمام مناطق دنیا را از دریچه ی همین تئوری نگاه کرد؟

هم بله و هم خیر.

اگر ما به درک درست و جامعی از مفاهیم بنیادین ریتم برسیم پس از آن میتوانیم به موارد نقض یا استثنائات یا بطور کلی نگاههای دیگری بپردازیم که از این تئوری و این نوع نگاه پیروی نمی کنند و دید بسیار بسیار گسترده تری از دریای عظیم و عمیق ریتم برای خود بسازیم.